<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/</link>
<description>هزلیات,هجویات و زندگی یه جامعه شناس</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 23 Oct 2009 21:35:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عنوان ندارد</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>وقتی ...
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی همه ی این &quot;وقتی&quot; ها جمع میشن ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی بغضت می ترکه دیگه خاطراتت به اشک تبدیل میشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی احساسش نمی کنی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی دیگه نمی بینیش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی ازت دوره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی یه جواب کوچیکم بهت نمیده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی از ته دل دلتنگش میشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی این &quot;وقتی&quot; ها یه لحظه هم رهات نمی کنه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرزو میکنی تا دوباره  بتونی فقط یه لحظه صداشو بشنوی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط یه بار بگه علی ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونم تو اس ام اس !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 23 Oct 2009 21:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بابا بستنی !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>الان می خوام برم بابا بستنی بستنی بخورم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تلخ ترین بستنی ممکن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اجباری ترین &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالم از شیراز دیگه داره بهم می خوره.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Sep 2009 13:40:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ترجمه ی متن ِ واقعی ِ اعترافات گالیله</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>من، گالیلئو گالیله، فرزند وینچنزو گالیله اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و دربرابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند یاد میکنم که همواره به جمله جمله این کتاب اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آینده نیز اعتقاد خواهم داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اعلام میکنم که نظر من در مورد اینکه خورشید ثابت است و زمین به دور آن میچرخد، یک تفکر باطل، نادرست و گمراه کننده بود که نمی بایست در هیچ جا،تدریس شود، مورد بحث قرار گرفته یا مورد استناد قرار گیرد. واقعیت مشخص و روشن این است که زمین مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسی می داند و هرروز می بیند، این خورشید و تمام ستارگان هستند که به دور زمین می چرخند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;می خواهم در برابر شما اعلام کنم که نور حقیقت در دل من راه یافته و به خوبی درک کردم که آنچه گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشیمانم و هر محکومیت و جزایی که برای من تعیین شود با خوشحالی پذیرا خواهم شد وامیدوارم به سزای خود در گمراهی بخش زیادی از جامعه برسم. در صورتی که از هر یک از موارد فوق تخطی کرده و به تفکر نادرست خویش بازگردم، مسئولیت و تبعات این خطای نابخشودنی را به طور کامل می پذیرم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من برای اینکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چیز را از قبل روی این برگه نوشته و برای شما خواندم و اعلام می کنم که این برگه، رسم الخط خود من و ذهنیات و اعتقادات شخصی من بوده و بدون هرگونه تأثیری از بیرون، نگاشته شده است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                                                         پایان متن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ ن:این داد گاه ها هر چی نداشت یه چیز داشت اونم این درس جامعه شناسی بود که پیشرفت خطی و همبشه رو به بهتر شدن نیست !!! همیشه با این اصل مشکل داشتم اما تو این ۴ سال و خاصه تو این ۳ ماه عینا&quot; حسش کردم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یعنی گاهی احتمال داره که به جای اینکه بری جلو برمی گردی عقبه عقب !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Sep 2009 08:46:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراف !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;اعترافات حجاریان رو که آدم از تلویزیون میبینه شاخ در میاره ! ولی وقتی یادم میفته که اخر فروردین این جوابیه رو واسه رسانه های .... فرستاد باز تو دلم به این امته یه لا قبا که فکر میکنن با پاک کردن صورت مسئله همه چی تموم میشه و احمقانه مثل ... دور خودشون می چرخن می خندم و باز دلم آروم میگیره که باطل رفتنی است!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جوابیه حجاریان رو ببینید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بسمه‌تعالی&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;به دلیل اینكه اخیراً رسانه‌های منتسب به جریان اقتدارگرای كشور، اعم از سایت‌های خبری، خبرگزاری‌ها ، روزنامه‌ها و صدا و سیما، از قول بنده اقاویلی نقل می‌كنند كه نه به لحاظ صدور، سندیت دارند و نه به لحاظ مبنا، پایه‌ای دارند، لذا بار دیگر همه این قبیل گزارشات، مصاحبه‌ها و اخبار را پیشاپیش تكذیب می‌كنم و چون فرصت مطالعه این دسته اقوال را نداشته و همچنین برای پاسخ‌گویی به تك تك موارد آن وقتی ندارم، حتی اگر از من تعریف و تمجید هم كرده باشند، آن نیز مقرون به صحت نخواهد بود.&lt;BR&gt;بسیار دیده‌ام كه&quot; برنا&quot; از &quot;فارس&quot;، &quot;فارس&quot; از &quot;رجا&quot;، &quot;رجا&quot; از &quot;درنا&quot;، &quot;درنا&quot; از &quot;ترنا&quot;، &quot;ترنا&quot; از &quot;دبرنا&quot;، &quot;دبرنا&quot; از &quot;منبع آگاه&quot;، &quot;منبع آگاه&quot; از &quot;صحبتهای به دست آمده از شنودهای داخل حزب مشاركت&quot;، گفته‌هایی را به اینجانب نسبت داده‌اند كه لابد برای خودشان به لحاظ سندیت در حكم سلسله الذهب است اما از نظر من به پشیزی نمی‌ارزند . امید دارم كه دوستان باكیاست و اهل سیاست بتوانند با پیگیری منشا صدور چنین اخبار آحادی، پی به مقصود پردازندگان آن ببرند.&lt;BR&gt;والسلام - نامه تمام&lt;BR&gt;سعید حجاریان- 31/1/1388&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 21:50:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خواب !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>چقدر خواب تو شیراز می چسبه !!!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن: اینو شیرازیا بهتر درک می کنن! &lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/11.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 21:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوستالژی !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>تا چند روزه دیگه یه عزیزی می خواد بعد دو هفته فکر یه جوابی به یه پرسش من بده و دقیقا دو هفته ای هست که منتظر هفته بعد هستم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز حافظیه بودیم با یکی از دوستام و یه لحظه یاد همون پرسش خودم و جواب احتمالی همون عزیز افتادم و سر تاپا ترس منو گرفت و الته سرشار از خاطرات نوستالژیک !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلم روشنه !!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 21:44:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوشتن !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>چقدر سخت شده نوشتن بعد این انتخاباته .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پی نوشت: ..... = کوفتی !!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 19:19:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا اصلاح طلبان؟</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>به قول یکی از دوستام &quot; کاوه بهبهانی&quot; که دستی در نویسندگی و ترجمه داره و تحصیل کرده فلسفه هم هست &quot;اگه یک بار دیگه احمدی نژاد بیاد دیگه آرزوی چاپ کتاب سرمایه مارکس رو به گور می بریم ! &quot;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این جمله کوچیک خیلی معنی داره, فقط باید فهمیدش.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که به اصلاحات رای میدم دلیل بر این نیست که باهاشون موافق باشم, رای میدم چون با تغییر موافقم و همیشه معتقدم تغییر حتی اگه منفی باشه بهتر از اینه که اصلا&quot; بی تغییر باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از جانب دبگه معتقدم کسی که ادعای کنشگری داره, باید وارد حوزه عمل هم شه.بدون عمل کنشگر کنشی انجام نمیده.از کسانی که افتخارشون اینه که 30 سال شناسنامه شون مهر نخورده سوال دارم که چه کنشی انجام دادن؟!! چه دستاوردی داشتن؟آیا با سکوت کنش میکنن؟!! اون هم تو این ساختار !! آیا تونستن تغییر ایجاد کنن؟ یا وقتی که 2 خرداد 76 وارد کنش شدن تغییر ایجاد شد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; کنش باید معطوف به عمل باشه و تغییر ایجاد کنه تا بتونیم اونو کنش بنامیم.هر چند تغییر جزئی هم باشه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این نوشته ی &lt;A href=&quot;http://bazgooftan.blogfa.com/post-154.aspx&quot; target=_blank&gt;فواد شمس&lt;/A&gt; رو حتما&quot; بخونین.حتما&quot; یعنی حتما&quot; بخونین!ارزش چند بار خوندن داره مخصوصا اونایی که چپ هستن بیشتر بخونن!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 09:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چی شد , چطور شد ,  نفهمیدم !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>مثل همیشه ساعت ۵ صبح خوابیدم ! ساعت ۷ هم بیدار شدم.دوستم &lt;A href=&quot;http://kooedalat.blogfa.com/post-54.aspx&quot;&gt;مجتبی&lt;/A&gt; مهمونم بود.صبح با هم پاشدیم رفتیم همایش &quot;آسیب شناسی اجتماعی و ارتباطی جوانان&quot;. دکتر احمدی یه کارگاه کوچولو گذاشته بود.نزدیکای ساعت ۱۲ بود که یه اس ام اس اومد که &lt;A href=&quot;http://ahmadnia.net&quot;&gt;خانم دکتر احمد نیا &lt;/A&gt;داور رساله خانم مختاری هستن ! منم سه سوت از دکتر احمدی اجازه گرفتمو خودمو رسوندم.خیلی خوب بود ! وارد شالن که شدم استاد عزیزم رو دیدم یه سلام از دور کردم.خانم دکتر هم جواب سلام گفت.بعد جلسه با هم کمی صحبت کردیم.تو همون حال پسر عمه ی منم زنگ زد که من شیرازم ! مهمون در مهمون !دیگه گیج و منگ شده بودم !نه ۶ ماه یه مهمون نداشتم نه الان که ۳ نفر با هم اومدن !البته ۴ تا مهمون !رئیس جمهور هم اومده بود شیراز.همین جا هم آرزو دارم دفعه بعد دیگه نیاد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلاصه عرض به حضورتون که کلی حال کردم.انرژی بیش از حد گرفتم.اما حیف شد که نونستم استادمو همراهی کنم.چون رفتم پسر عمه م رو همراهی کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر حرف داشتم واسه خانم دکتر از بخش اینجا !!!خدا !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ ن:خانم دکتر دیشب به من اطلاع داده بودند که میان اما من فقط دیشب پشت نت نیومدم !ممنون استاد.ایشاللاه دفعه بعد میترکونیم !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Apr 2009 15:52:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تکرار و تکرار و باز هم تکرار !</title>
<link>http://kooedalat.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>چند مدت پیش با خواهرم در مورد انتخابات ریاست جمهوری صحبت می کردم و ازش در مورد نگرش مردم نسبت به رئیس جمهور فعلی پرسیدم(با توجه به شغل خواهرمُکه در یک روستا مشغوا به مامائی است).می گفت مردم فقط فحش می دهند !بحث به جایی رسید که گفتم &quot;این برودُ هر چه خواهد بشود&quot;.یادم افتاد که بتازگی کتاب &quot;نه مقاله در جامعه شناسی تاریخی ایران نفت و توسعه سیاسی&quot; از محمد علی همایون کاتوزیان را خوانده بودم.دکتر همایون کاتوزیان در مقاله قابل تامل خود  &quot;نظریه ای تطبیقی درباره دولت سیاست و جامعه ایران&quot;می گوید که همواره دولت و لت از هم جدا بوده اند و همواره دولت خودکامه در راس و شاید در مافوق ملت(مردم) قرار می گرفته است و در نتیجه دولت در یک سو و مردم در سوی دیگر قرار می گرفتند و مشروعیت حاکم نه به قانون  سنت یا حقوق اجتماعی بلکه به حفظ آرامش سرکوب یاغیان و ... بوده است.و &quot;در واقع یاغیگری به همان اندازه حکومت خودکامه مشروع بود و آزمون اصلی مشروعیت در به چنگ آوردن و حفظ قدرت نمود پیدا می کرد&quot;به واقع تاریخ جتمعه خودکامه چرخه ای از دولت خودکامه به شورش سپس بی نظمی و هرج و مرج و در آخر تاسیس دوباره یک حکومت خودکامه جدید بوده است.بعد از سرنگونی حکومت خودکامه هرج و مرج و بی نظمی همه جا را فرا می گرفت و مردم برای بدست آوری امنیت دوباره به سمت یک خودکامه جدید می رفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما الان بعد از ۲۵۰۰ سال جمهوری داریم. و انتخاب می کنیم.اما چگونه؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاتوزیان در بخشی از مقاله خود به مسئله سرنگون کردن دولت های خودکامه و عدم تفکر نسبت به جانشینی آن اشاره می کند و می گوید در آستانه انقلاب ۵۷ وقتی از بیشتر انقلابیون تحصیلکرده پرسیده میشد که هدف شما چیست؟تنها پاسخ می دادند &quot;این(شاه)برود هر چه خواهد بشود&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار یک بار دیگه شاهد تکرار یک تکرار هستیم ! این بار خودم گفتم &quot; این برود هر چه خواهد بشود &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با استبدادی که در ناخودآگاه جمعی مان ته نشین شده و در جانهایمان رخنه کرده یک بار دیگه می خواهیم ا&lt;FONT size=4&gt;نتخاب !!! &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن:در دانشگاه هم یه مدت پیش با یکی از بچه های ارشد مطالعات زنان صحبت می کردم که اونم گفت &quot;هر کی می خواد بیاد فقط این(احمدی نژاد) نیاد &quot;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 13:01:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kooedalat&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>kooedalat</dc:creator>
<guid>http://kooedalat.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
