دانشگاه
یه مدت بود به این موضوع که واقعا" مشکل دانشگاه های ما چی هست فکر میکنم و هر چی فکر میکنم گیجتر میشم!چون به همه چی ربط پیدا می کنه و به هیچ چی ربط پیدا نمی کنه!معمولا" بین دانشجوها اکثریت اساتید مشروعیت علمی ندارن !یعنی دوستان میگن بابا این بابا بی سواده ! از طرف دیگه خیلی از دانشجوها احساس با سوادی شدیدی میکنن !که من بهش میگم باسوادی کاذب !البته به نظر من این شده یه بحران!چون هیشکی حرف هیشکیو قبول نداره!
ولی گذشته از اینا کمبود مطالعه بین تمام کنشگران دانشگاه مشهوده ! چه استاد چه دانشجو !که اینم به نظرم بین ما دانشگاهیا بحرانی هستش .بحران با سوادی کاذب !بحران بی سوادی !بحران نبود مطالعه!بحران فردگرایی بیش از حد اساتید و هم دانشجویان !
از قضا خانم دکتر احمد نیا مقاله ای سر همین موضوع نوشتن که خیلی جالب بود واسم.خودمونی بگم خیلی حال کردم ! این مقاله تو روزنامه سرمایه هم چاپ شده.توصیه میکنم حتما" ببینین.
پی نوشت ۱:خیلی رو کلمه بحران فکر کردم که درسته یا نه.با این که میدونم واژه درست و مربوطی نیست و توصیف خوبی از واقعیت نمیده و اصلا" کاربرد دیگه ای داره ولی احساسم گفت که از این واژه استفاده کنم.همیشه که نمیشه عقلانی نوشت !
پی نوشت ۲:حتما مطلب خانم دکتر احمد نیا رو بخونین.
+ نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387ساعت 8:3  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
