برف
برف نعمت است.
برف میپوشاند.
برف اتحاد میآورد.
برف اعتماد ملی میآورد.
برف تبلیغات انتخاباتی میآورد.
برف ایشان را مجبور به عذرخواهی مینماید.
برف مینماید.
برف بابای او را بهخاطر چکههای سقف شرمنده میکند.
برف توجیه بقال است که پارو بفروشد.
برف باعث میشود که پارو را به هفتبرابر قیمت بفروشد.
برف توجیه اوست که خودش را ارزانتر بفروشد.
برف بعضی دستها را به هم نزدیک میکند.
برف امتحانها را عقب میاندازد.
برف امتحان میکند.
برف خاطرهها را نمیپوشاند.
برف بیشرف است.
برف نعمت است.
یارو توی کوچه گفت: برف، عمهت است!
کوپی پیس شده از جلال سمیعی
+ نوشته شده در یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 14:53  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|