تبليغاتX
خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه - مارچ و مورچ!

خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه

هزلیات,هجویات و زندگی یه جامعه شناس

مارچ و مورچ!

امشب میخوام برم تهرون.تعطیلاتم بالاخره تموم شد٬اما چه سود که ما بغیر از ابر و برف و بارون چیز دیگه ای ندیدیم.به خدا این تقسیم بندی فصول و ماها به کل اشتباه و دروغه٬مگه میشه ۱۳ روز از بهار بگذره و بازم برف بیاد!حیف که هیشکی به حرفم توجه نداره وگرنه اگه دسته من بود ۲۰ روز اول بهار رو مینداختم تو زمستون و از اینطرفم همینطوری ادامه میدادم و پائیز رو هم از ۲۰ مهر شروع میکردم تا شاید اینطوری مهر ماه مثل تابستون نسوزونه و تو فروردینم مثل زمستون یخ نزنیم!اونوفت شاید ما هم یه روز آفتابی تو اول فروردین دیدیم!هی بگذریم امسال که گذشت سالای بعدم خواهد گذشت ولی چه جوری گذشتنشو خدا داند!بریم سر اصل مطلب از الان غم تهرون رفتن منو گرفته!آخه حالو حوصله روبوسی و مارچو مورچ راه انداختنو ندارم.حساب کردم دیدم باید تقریبا" با ۳۷ نفر رو بو سی کنم و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ!حالا جملات تکراری و خسته کننده به درک اونا رو میشه تحمل کرد ولی مارچ و مورچو نه.حالا غیر از رو بو سی نمی دونم به چند نفر لفظا" تبریک بگم!این دیگه حسابش از دستم بیرونه.بازم خدا رو شکر تو کشور اسلامی به دنیا اومدیمو تو خونواده مذهبیتر و دانشگاهی به ریاست آیت الله شریعتی وگرنه کی با دخترا روبوسی می کرد!وای تصورشم برام سخته یکی پن کک زده یکی کرم  ب.ب.ک زده یکی یه کوفتی دیگه٬حالا جای شکرش باقیه که با اونا مارچو مورچ نداریم!هی میخوام امشب برم ولی دلم بد جوری ترسیده٬از یه طرف تحقیق جامعه شناسی پزشکی آماده نشده و نمی دونم به خانوم دکتر احمد نیا چی بگم٬از طرف دیگه دکتر فاضلی و یه سرو هزار سودا ٬از ور دیگه خودمو هر کسی که بخواد خودشو تو دلم جا کنه داره کم کم هنگ میکنه!

پی نوشت:امسال سباستین(۱) خونه شده بودم جز کوه هیچ جای دیگه نتونستم برم٬اینو گفتم بدونین که اعصاب معصاب یوخ.پس خواهشا" بعضیا رو اعصابم را نرن

۱-بل و سباستین یادتونه ٬عجب هاپوی با مرامی بود خداییش!

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 20:50  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  |