تبليغاتX
خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه

خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه

هزلیات,هجویات و زندگی یه جامعه شناس

چرا اصلاح طلبان؟

به قول یکی از دوستام " کاوه بهبهانی" که دستی در نویسندگی و ترجمه داره و تحصیل کرده فلسفه هم هست "اگه یک بار دیگه احمدی نژاد بیاد دیگه آرزوی چاپ کتاب سرمایه مارکس رو به گور می بریم ! "

این جمله کوچیک خیلی معنی داره, فقط باید فهمیدش.

من که به اصلاحات رای میدم دلیل بر این نیست که باهاشون موافق باشم, رای میدم چون با تغییر موافقم و همیشه معتقدم تغییر حتی اگه منفی باشه بهتر از اینه که اصلا" بی تغییر باشیم.

از جانب دبگه معتقدم کسی که ادعای کنشگری داره, باید وارد حوزه عمل هم شه.بدون عمل کنشگر کنشی انجام نمیده.از کسانی که افتخارشون اینه که 30 سال شناسنامه شون مهر نخورده سوال دارم که چه کنشی انجام دادن؟!! چه دستاوردی داشتن؟آیا با سکوت کنش میکنن؟!! اون هم تو این ساختار !! آیا تونستن تغییر ایجاد کنن؟ یا وقتی که 2 خرداد 76 وارد کنش شدن تغییر ایجاد شد؟

 کنش باید معطوف به عمل باشه و تغییر ایجاد کنه تا بتونیم اونو کنش بنامیم.هر چند تغییر جزئی هم باشه.

این نوشته ی فواد شمس رو حتما" بخونین.حتما" یعنی حتما" بخونین!ارزش چند بار خوندن داره مخصوصا اونایی که چپ هستن بیشتر بخونن!

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 13:18  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

چی شد , چطور شد , نفهمیدم !

مثل همیشه ساعت ۵ صبح خوابیدم ! ساعت ۷ هم بیدار شدم.دوستم مجتبی مهمونم بود.صبح با هم پاشدیم رفتیم همایش "آسیب شناسی اجتماعی و ارتباطی جوانان". دکتر احمدی یه کارگاه کوچولو گذاشته بود.نزدیکای ساعت ۱۲ بود که یه اس ام اس اومد که خانم دکتر احمد نیا داور رساله خانم مختاری هستن ! منم سه سوت از دکتر احمدی اجازه گرفتمو خودمو رسوندم.خیلی خوب بود ! وارد شالن که شدم استاد عزیزم رو دیدم یه سلام از دور کردم.خانم دکتر هم جواب سلام گفت.بعد جلسه با هم کمی صحبت کردیم.تو همون حال پسر عمه ی منم زنگ زد که من شیرازم ! مهمون در مهمون !دیگه گیج و منگ شده بودم !نه ۶ ماه یه مهمون نداشتم نه الان که ۳ نفر با هم اومدن !البته ۴ تا مهمون !رئیس جمهور هم اومده بود شیراز.همین جا هم آرزو دارم دفعه بعد دیگه نیاد !

خلاصه عرض به حضورتون که کلی حال کردم.انرژی بیش از حد گرفتم.اما حیف شد که نونستم استادمو همراهی کنم.چون رفتم پسر عمه م رو همراهی کنم.

چقدر حرف داشتم واسه خانم دکتر از بخش اینجا !!!خدا !

پ ن:خانم دکتر دیشب به من اطلاع داده بودند که میان اما من فقط دیشب پشت نت نیومدم !ممنون استاد.ایشاللاه دفعه بعد میترکونیم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 19:23  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  |