دختران ایران به پا خیزید و بر علیه همه نابرابری ها و ظلمی که در حق شما می شود اعتراض کنید!بروید و اعتراض کنید بکوبید بشکنید نابود و ریشه کن کنید بنیاد کسانی که شما را بی بنیاد می خواهند!بروید و از این و آن کسانی که به شما ظلم روا میدارن شکوائیه تنظیم کنید!این چربی هایتان را آب کنید و با آن آتشی به اندازه آتشی که نمرود برای آتش زدن ابراهیم آماده کرد درست کنید و هر کسی که به شما ظلم می کند چه .....و چه.........و چه ظالم باشد چه دیندار و چه مرد خدا بر روی زمین!!!بروید و این چربی هایتان را در راه خود صرف کنید نه در راه ...........بپا خیزید وگرنه می خوائین دو سه ساله دیگه که شوهر پیدا نکردین چیکار کنین!دکتر فاضلی می گفت ۳ میلیون دختر بالای ۳۰ سال داریم که احتمال شوی کردنشون نز دیک صفره!!!!بپاخیزید و حق خود را در داشتن یک شوهر و فقط یک شوهر بخوایین!!!!!فردا نگین که نگفتم!!شوهر گیرتون نیومد از من نیستا!!!راستی از فردا پس فردا هم می خوان گیر بدن اونوقت می خوائین چی کار کنید!این دفعه برا سومین بار به سلامتی رئیس پلیس تهران بزرگ میریم یه پیک بالا با این قوانینی که شبیه قیافه شبیه .......خودشه!به سلامتی سردار رادان همه بالا!
دینگ
پی نوشت:نمی دونم چه جوریه من هر چی مینویسم بیشتر از همه فعالین حقوق زنان واسم کامنت یا میل می دن!منم خواستم جبران کنم و در دفاع از حقوق زنان مطالبی بنویسم!!!البته خدا کنه فقط منو نکشن!!پناه بردم به خدا
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 22:0  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
تو رو خدا بیائین به کمک ما !داریم آخه از بی خوابی میمیریم!این نرکده ما هر چی داشت از گربه های چاقالو گرفته تا پشه های دلیره جان بر کف اما خدائیش تا حالا موش ندیده بودیم که اونم دیدیم! اونم یه موش میگی یه موش میشنوی یه موشه ناقلای حرفه ای که هیشکی حریفش نیس حتی مرگ موش! هر قدر که مرگ موش میریزیم این لا مذهب انگار باهاش دوینگ می کنه و فرض تر میشه! ما چند روزه که شب و روز داریم کشیک میدیم تا شاید این ناقلا رو شکار کنیم که تا این لحظه موفق به این کار نشدیم!(میبینین تو رو خدا از یه موشم داریم شکست می خوریم)دیشب که به خدا تا ساعت ۵ صبح من بدو اون بدو بود ولی فرار کرد! از مرگ موش حرف بزنیم که اثر نداره ،وقتی دیدم که مرگ موش اثری نمی کنه یاد یکی از داستانای عزیز نسین نویسنده ترکیه ای افتادم که قضیه مردی بود که می خواست خودکشی کنه رفت تیغ خرید ولی هر کاری کرد نتونست رگشو بزنه چون تیغه اینقدر ارزون قیمت بود که ریش رو هم به زور میزد چه برسه به گوشتو پوستو استخون!حالا به نذرتون ما باید چه خاکی تو سرمون بریزیم ای عزیزان! آخه دکتر فاضلی ما چه جوری با وجود این موشا تحقیق انجام بدیم ٬ چه جوری زندگی آکادمیک داشته باشیم(خودمونیما دکتر فاضلی شما هم ما رو گرفتینا) دکتر احمد نیا ما چه جوری با وجود این موشا صوبونه بخوریم ٬چه جوری تحقیقتونو انجام بدیم ها آخه چه جوری یه راهی بگین ما انجام می دیم ٬راستی اگه صوبونه نخوردم تقصیر این موشاستا نه من گفته باشم بعدا" نگین نگفتی!
پی نوشت:راستی این ایران چقدر موش داره؟که می خورنو می خوابن و..........راستی چقد؟این موشا کی دست از سر ما بر می دارن؟کی؟یعنی میشه بدون این موشا یه نفس بکشیم؟یه نفس راحته راحت؟یعنی میشه این ایران یه روزی موش نداشته بتشه؟یه چیزی بگین دیگه یعنی زندگی بی موش تو ایران امکان پذیره؟یعنی ما می تونیم بی موشا زندگس کنیم ؟من که فکر نکنم؟شما رو نمی دونم.
- دیشب یعنی در تاریخ ۲۵ام من توانستم با یک ضربه دمپائی این آقا موشه رو شکار کنم و مشتی محکم بر دهن تمامی موش ها بزنم.فقط مشکل اینجاست که تهدید به مرگ شده ام!!!راستی دیشب به خدا تا ساعت ۳ نصف شب فقط داشتیم دنبال موش تو این سوراخ تو یه سوراخ دیگه می گشتیم که بالاخره موفق شدم با ضربه دمپائی من خودم بر مغزش او را به زمین کوفته و احساس شادمانی ای بس زیاد در من ایجاد شد.
+ نوشته شده در جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:14  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
راستیتش هر شهری هر کوچه ای هر محله ای هر برزنی و ..... یه فاطی حداقل دارن٬همه جور فاطی میشه پیدا کرد فاطی خله ٬فاطی قاطی ٬فاطی آتی ٬فاطی تاتی ٬فاطی لاتی و .....آره همه شهرا و روستاها یه فاطی حداقل دارن.اما دانشکده ما تا اونجا که می دونستم فاطی نداشت یا من خبر نداشتم!!!ولی از قبل از عید یه خبری اومد که قراره یه فاطی بیاد دانش کاه .من که اول باور نکردم ولی دیدم که بالاخره این فاطی اومد و ما زیارتش کردیم!(فکر منحرفا بد فکر نکنین تا آخر بخونین بعدا" فکر کنین)آره فاطی اومد و به دوستان تذکراتی داد.به بعضی از دوستان گفت که مانتوتون بلنده دختره خوشگل! آره فاطی تذکر میده ولی خدا حفظش کنه چون از وقتی که فاطی جون اومده دخترا ماشالله راحت تر می گردن و روسری سر کنا ۲ برابر شدن!در کل خدا حفظش کنه واسه ما پسرای چش چرونه.............. که بیشتر چش می چرونیم.آخه خدا همه چیز رو واسه ما پسرا آفریده؟؟؟؟!!!مگه نه؟؟!دخترا که حقی ندارن چه جوری بگردن فقط باید جوری باشن که ما می خواهیم!!؟!آره این فاطی کماندو همون ش.س هستش که اومده به دانش کاه تا خیلیا رو ارشاد کنه اما من که می ترسم خودش ارشاد شه!!!اینطوری نیس!یه بار به سلامتی دکتر شریعتی پیک رفته بودیم بالا این بار به سلامتی فاطی کماندو و همه پرسنل زحمت کش حراست دانش کاه!!حالا همه بالا!
دینگ!
پی نوشت:البته این فاطی کماندو اسلحه نداره خداییش.من بهش می گم فاطی کماندو فقط همین!
+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 22:40  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
نمی دونم این خوابگاه لعنتی چی تو ذاتش داره که آدم تا میاد توش هوس شیطنت می کنه!امروز صبح رسیدم خوابگاه ساعت ۷ دیدم یکی از بچه های ورودی بهمن امسال اومده و کلید نداره مونده پشت در بهش گفتم وسایلاتو بزار اینجا خودتم بیا تو٬گفت وسایلامو می زارم ولی خودم نمیام کار دارم.منم وسایلاشو گرفتم و بردم تو اتاق.من که تازه از راه رسیدم هوس چائی زد تو کلم به همین خاطر رفتم چائی گذاشتمو جوشیدو اوردم دیدم قند ندارم!چه کنم چه نکنم دیدم تو این وسایلای این پسره قند دیده میشه ٬خوب دیگه بگیرین چی شد دیگه من که روم نمی شه بگم!!! البته به خدا تقریبا"یک پنجم قندشو برداشتم نه زیاد!!!بعد اینکه یه استحمام درستو حسابی کردم اومدم دانش کاه گفتم برم این مطلبو بنویسم وقت نوشتن یادم افتاد که بازم دارم می دزدم این بار پسه اینترنت طبقه چهار بچه های ارشد!!!!آره بابا یه پس دزدیدم واسه هفت پشتم بسه!راستی این کارا دزدیه؟؟؟یعنی خدا منو میبخشه؟؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 11:55  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
امشب میخوام برم تهرون.تعطیلاتم بالاخره تموم شد٬اما چه سود که ما بغیر از ابر و برف و بارون چیز دیگه ای ندیدیم.به خدا این تقسیم بندی فصول و ماها به کل اشتباه و دروغه٬مگه میشه ۱۳ روز از بهار بگذره و بازم برف بیاد!حیف که هیشکی به حرفم توجه نداره وگرنه اگه دسته من بود ۲۰ روز اول بهار رو مینداختم تو زمستون و از اینطرفم همینطوری ادامه میدادم و پائیز رو هم از ۲۰ مهر شروع میکردم تا شاید اینطوری مهر ماه مثل تابستون نسوزونه و تو فروردینم مثل زمستون یخ نزنیم!اونوفت شاید ما هم یه روز آفتابی تو اول فروردین دیدیم!هی بگذریم امسال که گذشت سالای بعدم خواهد گذشت ولی چه جوری گذشتنشو خدا داند!بریم سر اصل مطلب از الان غم تهرون رفتن منو گرفته!آخه حالو حوصله روبوسی و مارچو مورچ راه انداختنو ندارم.حساب کردم دیدم باید تقریبا" با ۳۷ نفر رو بو سی کنم و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ!حالا جملات تکراری و خسته کننده به درک اونا رو میشه تحمل کرد ولی مارچ و مورچو نه.حالا غیر از رو بو سی نمی دونم به چند نفر لفظا" تبریک بگم!این دیگه حسابش از دستم بیرونه.بازم خدا رو شکر تو کشور اسلامی به دنیا اومدیمو تو خونواده مذهبیتر و دانشگاهی به ریاست آیت الله شریعتی وگرنه کی با دخترا روبوسی می کرد!وای تصورشم برام سخته یکی پن کک زده یکی کرم ب.ب.ک زده یکی یه کوفتی دیگه٬حالا جای شکرش باقیه که با اونا مارچو مورچ نداریم!هی میخوام امشب برم ولی دلم بد جوری ترسیده٬از یه طرف تحقیق جامعه شناسی پزشکی آماده نشده و نمی دونم به خانوم
دکتر احمد نیا چی بگم٬از طرف دیگه
دکتر فاضلی و یه سرو هزار سودا ٬از ور دیگه خودمو هر کسی که بخواد خودشو تو دلم جا کنه داره کم کم هنگ میکنه!
پی نوشت:امسال سباستین(۱) خونه شده بودم جز کوه هیچ جای دیگه نتونستم برم٬اینو گفتم بدونین که اعصاب معصاب یوخ.پس خواهشا" بعضیا رو اعصابم را نرن
۱-بل و سباستین یادتونه ٬عجب هاپوی با مرامی بود خداییش!
+ نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 20:50  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
یکی از اساتید گل دانشکده مون گفتن که چرا آپ نمی کنین منم می گم چرا آپ میکنم اگه بذارن!نمی ذارن!امسال که اومدم شهرستان چیزای جالبی دیدم مردم تو صف سیب کیلویی ۶۴۰ بودن اونم چه صف طولانی!!با خودم گفتم که ای بابا امسال حداقل تو صف سیبین ملت ساله بعد تو صف نمک یددار وایمیستین!آره استاد مگه میذاره این استکبار جهانی یه دقیقه راحت تو خونمون بشینیم و به هم دیگه بخندیم!آره استاد این طوریاست!از الان فکره تو صف واستادن برای نمکو آردو پنیر دغدغه ذهنم شده!به همین خاطر کوفتی نمی تونم از درونم هزلیات تراوش کنم!بابا بازم به گور باباتون خندیدم من کجا انرژی هسته ای کجا گور بابای پدر عمه یه پدر خانومه خالش!من فقط حال می کنم که استاد خیلی گلم٬یعنی خیلی خیلی گلم وب سایتشون بهترین وبلاگ پارسال شده!البته جز ۵ وبلاگ برتر شده و الان رای گیری میکنن که از بینشون بهترینه بهترینو انتخاب کنن!البته اگه استاد رای نیاره فقط و فقط دست استکبار جهانی و عوامل بیگانه مقصر شناخته میشن از الان گفته باشم که بعدا" نگین چرا برترین وبلاگ نشد.اگرم می خواین به خانم دکتر احمد نیا و از زندگییشون رای بدین من حالو حوصله لینک دادن زیاد ندارم برین تو وب سایت خودشون و از اونجا برین رای بدین.اگه رای ندین دستتون تو دست عوامل بیگانست.راستی نگفتم چرا حال میکنم وب سایت استادم بهترین شده چون همیشه به من لطف دارن و با کامنتاشون شوری تازه و عظیم به من برای نوشتن خذعبلات میدن!از همین مکان کاملا"رسمی از شما سپازگزارم استاد.اونایی هم که استادو نمیشناسن بهشون بگم که ایشون تو دانشکده علوم اجتماعی یلامه طبلبلئی درس جامعه شناسی پزشکی(مهربانی در علم پزشکی و یاد دادن مهربانی کردن به مریضا به ما!)و درس تنظیم خانواده(تنظیم عشق!!!تو زندگی به این دخترایه............. دانش کاهمون)استاد خیلی دوستون داریم به خدا یعنی ۲ تا و نصفی البته چون شمائین
پی نوشت:استاد دیدین چه تعریف تمجیدی از شما کردم خدائیش دیگه جامعه شناسی پزشکی ۲۰ می گیرم دیگه نه؟اینم بگم من از بابام این همه تعریف نکردم که از شما حالاخودتون برا خودتون وکیل شین.من ۲۰ می خوام استاد زمین برین هوا برین من ۲۰ می خوام استاد .من ۲۰ می خوام استاد.راستی استاد از این دانش کاه من تا حالا ۲۰ نگرفتما!به خدا ۵/۱۹دارم ولی ۲۰ ندارم.ولی می دونم شما حتما" به من ۲۰ می دین!در ضمن استاد اونهمه هم واستون کامنت گذاشتم اونا رو هم حساب کنین!راستی یادم رفته بود بگم خانوم دکتر احمد نیا ماهی قرمز کوچولو هستن٬آخه مادرم وقتی بچه بودم آرزو داشت آدم مهمی بشم همونطوری که خودم الان خودم فکر میکنم به همین خاطر وقتی میل می خواستم درست کنم اسم دیگه ای دادم چون می ترسیدم یه سازمانی یه روزی بهم گیر میده و حالا من هزار بار به دکتر احمد نیا گفتم کیه ولی باز وقتی بهش ایمیل می دم می گه مرسی از لطفت آقای وحید بابائی!ماهی قرمز کوچولو هم به این خاطر که هر ۱۲ ثانیه ریزیت می کنه!و همه چی یادش می ره!
+ نوشته شده در یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 22:11  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|
آب از آب تکون نخورد.مگه قرار بود تکونم بخوره٬اگه تکون می خورد.........هی عید اومد آب از آب تکون نخورد ٬انرژی هسته ای حق مسلممونه٬آزادیه بیان حق مسلممونه٬همه چیزو همه کس حق مسلممونه ٬ولی آب از آب تکون نخورد.فقط صبح تا ساعت ۵ بیدار موندنش به ما رسید!اونم با زور چایی با طعم دارچین تلخ!و روم به دیوار دستشوئی(دل نوشته خونه) هم عید داشت حسابی تو یه ماهی که همدیگه رو ندیده بودیم واسم درستو حسابی دردو دل کرد که با کمبود پروتئین مواجهه و دخلش با خرجش جور در نمیاد٬ ازش همیشه خجالت می کشم چون تنها جا و تنها کسی هستش که منو می فهمه ٬بعله با دستشویی هم ساختو پاخت کردم تا شاید........!اومد ولی همه چیز سر جاش موند از انرژی هسته ای گرفته تا دل نوشته خوونه خودم!هیچی عوض نشد نه خودم نه خودتون نه خودمون نه خودمان نه خودتان........هیچی به هیچی.یه نفر نیست به من بگه تو رو سنه نه به من چه مربوط مگه منو آدم حساب میکنن که در مورد انرژی هستهای گرفته یا دل نوشته خونه بنویسم.گور بابای پدره جدو آبادشون من کجا اینا کجا.نمی دونم باید کی رو ببینم بگم که حق مسلم نمی خوام نه می خوام نه می خوام.به خدا نه می خوام.حق مسلمم فقط شکممه فقط شکم.خورو خوابو شهوت!!!من کجا آزادیه بیان کجا.من هیچ .......نیستم شما رو نمی دونم.فقط یه خورده اکسیژن می خوام نفس بکشم چیزه زیادیه به نظرتون!فقط اکسیژن.من آزادی نمی خوام.الانم برای نفس کشیدن داریم می ریم کوه تا شاید آزادانه!!! تو ارتفاع ۳۵۰۰متری به همه و همه فحش نثار کنم چه آکادمیک چه غیر!شاید مرهمی بر دردام پیدا کنم.به قول یکی از بچه ها:اینقده مشکل دارم که بعضی وقتا واسه مشکلاتم دلم بد جوری تنگ می شه(۱)
پی نوشت:
۱-به نظرتون اون شخص خودمم؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 17:9  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز
|