تبليغاتX
خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه

خودمو هر کسی که بخاد خودشو تو دلم جا کنه

هزلیات,هجویات و زندگی یه جامعه شناس

چرا اصلاح طلبان؟

به قول یکی از دوستام " کاوه بهبهانی" که دستی در نویسندگی و ترجمه داره و تحصیل کرده فلسفه هم هست "اگه یک بار دیگه احمدی نژاد بیاد دیگه آرزوی چاپ کتاب سرمایه مارکس رو به گور می بریم ! "

این جمله کوچیک خیلی معنی داره, فقط باید فهمیدش.

من که به اصلاحات رای میدم دلیل بر این نیست که باهاشون موافق باشم, رای میدم چون با تغییر موافقم و همیشه معتقدم تغییر حتی اگه منفی باشه بهتر از اینه که اصلا" بی تغییر باشیم.

از جانب دبگه معتقدم کسی که ادعای کنشگری داره, باید وارد حوزه عمل هم شه.بدون عمل کنشگر کنشی انجام نمیده.از کسانی که افتخارشون اینه که 30 سال شناسنامه شون مهر نخورده سوال دارم که چه کنشی انجام دادن؟!! چه دستاوردی داشتن؟آیا با سکوت کنش میکنن؟!! اون هم تو این ساختار !! آیا تونستن تغییر ایجاد کنن؟ یا وقتی که 2 خرداد 76 وارد کنش شدن تغییر ایجاد شد؟

 کنش باید معطوف به عمل باشه و تغییر ایجاد کنه تا بتونیم اونو کنش بنامیم.هر چند تغییر جزئی هم باشه.

این نوشته ی فواد شمس رو حتما" بخونین.حتما" یعنی حتما" بخونین!ارزش چند بار خوندن داره مخصوصا اونایی که چپ هستن بیشتر بخونن!

+ نوشته شده در  شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 13:18  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

چی شد , چطور شد , نفهمیدم !

مثل همیشه ساعت ۵ صبح خوابیدم ! ساعت ۷ هم بیدار شدم.دوستم مجتبی مهمونم بود.صبح با هم پاشدیم رفتیم همایش "آسیب شناسی اجتماعی و ارتباطی جوانان". دکتر احمدی یه کارگاه کوچولو گذاشته بود.نزدیکای ساعت ۱۲ بود که یه اس ام اس اومد که خانم دکتر احمد نیا داور رساله خانم مختاری هستن ! منم سه سوت از دکتر احمدی اجازه گرفتمو خودمو رسوندم.خیلی خوب بود ! وارد شالن که شدم استاد عزیزم رو دیدم یه سلام از دور کردم.خانم دکتر هم جواب سلام گفت.بعد جلسه با هم کمی صحبت کردیم.تو همون حال پسر عمه ی منم زنگ زد که من شیرازم ! مهمون در مهمون !دیگه گیج و منگ شده بودم !نه ۶ ماه یه مهمون نداشتم نه الان که ۳ نفر با هم اومدن !البته ۴ تا مهمون !رئیس جمهور هم اومده بود شیراز.همین جا هم آرزو دارم دفعه بعد دیگه نیاد !

خلاصه عرض به حضورتون که کلی حال کردم.انرژی بیش از حد گرفتم.اما حیف شد که نونستم استادمو همراهی کنم.چون رفتم پسر عمه م رو همراهی کنم.

چقدر حرف داشتم واسه خانم دکتر از بخش اینجا !!!خدا !

پ ن:خانم دکتر دیشب به من اطلاع داده بودند که میان اما من فقط دیشب پشت نت نیومدم !ممنون استاد.ایشاللاه دفعه بعد میترکونیم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 19:23  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

تکرار و تکرار و باز هم تکرار !

چند مدت پیش با خواهرم در مورد انتخابات ریاست جمهوری صحبت می کردم و ازش در مورد نگرش مردم نسبت به رئیس جمهور فعلی پرسیدم(با توجه به شغل خواهرمُکه در یک روستا مشغوا به مامائی است).می گفت مردم فقط فحش می دهند !بحث به جایی رسید که گفتم "این برودُ هر چه خواهد بشود".یادم افتاد که بتازگی کتاب "نه مقاله در جامعه شناسی تاریخی ایران نفت و توسعه سیاسی" از محمد علی همایون کاتوزیان را خوانده بودم.دکتر همایون کاتوزیان در مقاله قابل تامل خود  "نظریه ای تطبیقی درباره دولت سیاست و جامعه ایران"می گوید که همواره دولت و لت از هم جدا بوده اند و همواره دولت خودکامه در راس و شاید در مافوق ملت(مردم) قرار می گرفته است و در نتیجه دولت در یک سو و مردم در سوی دیگر قرار می گرفتند و مشروعیت حاکم نه به قانون  سنت یا حقوق اجتماعی بلکه به حفظ آرامش سرکوب یاغیان و ... بوده است.و "در واقع یاغیگری به همان اندازه حکومت خودکامه مشروع بود و آزمون اصلی مشروعیت در به چنگ آوردن و حفظ قدرت نمود پیدا می کرد"به واقع تاریخ جتمعه خودکامه چرخه ای از دولت خودکامه به شورش سپس بی نظمی و هرج و مرج و در آخر تاسیس دوباره یک حکومت خودکامه جدید بوده است.بعد از سرنگونی حکومت خودکامه هرج و مرج و بی نظمی همه جا را فرا می گرفت و مردم برای بدست آوری امنیت دوباره به سمت یک خودکامه جدید می رفتند.

اما الان بعد از ۲۵۰۰ سال جمهوری داریم. و انتخاب می کنیم.اما چگونه؟

کاتوزیان در بخشی از مقاله خود به مسئله سرنگون کردن دولت های خودکامه و عدم تفکر نسبت به جانشینی آن اشاره می کند و می گوید در آستانه انقلاب ۵۷ وقتی از بیشتر انقلابیون تحصیلکرده پرسیده میشد که هدف شما چیست؟تنها پاسخ می دادند "این(شاه)برود هر چه خواهد بشود"

انگار یک بار دیگه شاهد تکرار یک تکرار هستیم ! این بار خودم گفتم " این برود هر چه خواهد بشود "

با استبدادی که در ناخودآگاه جمعی مان ته نشین شده و در جانهایمان رخنه کرده یک بار دیگه می خواهیم انتخاب !!! کنیم.

پ.ن:در دانشگاه هم یه مدت پیش با یکی از بچه های ارشد مطالعات زنان صحبت می کردم که اونم گفت "هر کی می خواد بیاد فقط این(احمدی نژاد) نیاد "

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 16:32  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

بغض

buc4i5xcjfkxy6skgc8c.jpg

  برای استقبال از آقای خاتمی امروز به فرودگاه رفتم.جایتان خالی فقط احساسات بود ! دنیایی از سوال تو سرم بود.چرا باید می رفتم؟واسه ی چی؟که چی بشه؟مگه خاتمی رای میاره؟اگرم بیاره مگه تو قدرت نفوذ داره !!! مگه می تونه تغییر ایجاد کنه؟!!

تو تمام ۸  ساعتی که از فرودگاه تا  ورزشگاه دستغیب و شاهچراغ سپری شد همش به این فکر می کردم که چرا باز داریم با بغض رفتار می کنیم و باز اگه رای هم بخوایم بدیم باز از رو بغض هستش.امروز بغض های زیادی ترکید که بیشترشون دانشجویی بود.احساس می کردم دیگه جایی نداشتن که فریادشونو بزنن جز به پیش خاتمی."دانش جوی زندانی آزاد باید گردد"

می شد تمام بچه های خوابگاه رو پیدا کرد.شاید بیشتر از همه بغض داشتن.مخصوصا" بیشتر بچه های علوم اجتماعی !

همه بغض داشتن.

همه.

دوست داشتم برم از خاتمی بپرسم حالا که می خوای بیای ........ اگه رای آوردی میتونی جوابه این همه بغض رو بدی !یا باز ۴ یا ۸ سال رئیس جمهور میشی و باز ۸ سال دیگه مردم این بار از تو بغض دارن و به یه نفر دیگه باز از رو بغضشون رای میدن!خاتمی اگه باز نماینگان مجلسو رد صلاحیت کنن باز فقط بر میگردیو میگی من احساس عین القضات همدانی رو دارم ! خاتمی اگه باز این همه دانشجو رو گرفتن باز می خوای بگی از مسیر اصلاحات دور نشین !باز میگی ساختار شکن نباشین !اگه حق قانونی خودمونو بخوایم باز معاونت(ابطحی)نامه میده اعراب خوزستانو پخشو پلا کنین !اگه بگیم اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی چرا اجرا نمی شه باز میگی فارسی شکر است ! البته امروزم گفتی ! والله ترکی کردی بلوچی ...این زبونا هم واسه مردمشون آبنباتن!!!خاتمی هزار تا سوال دارم ازت نمی دونم کدومو بپرسم!

حالم تو این ۸ ساعت از خودمو همه ی اونایی که اومده بودن به هم میخورد.چون یه بار دیگه بغض داشتم !و با بغضم بود که را میرفتم نه با عقلم !

ای خاتمی !

به اون روز فکر کن که رای بیاری و باز همه دست به دست هم بدن تا نذارن کاری بکنی ! اونوقت جوابه این همه بغض رو چه جوری می خوای بدی !چی داری بهشون بگی؟

بازم و بازم و بازم باز باید تاریخ زیگزاگی این  مملکت باید تکرار بشه !

خاتمی جان !

اینم بگم که چند روز پیش تو سخنرانی احسان شریعتی بودیم و میگفت که برای تغییر اوضاع گفت و گو کنید بحث کنید پیشنهاد کنید ! تو این لحظه یه نفر با صدای بلند تیکه انداخت ما ۲۵۳۵ ساله که داریم پیشنهاد میدیم !یه حرف تاریخی بود نه !

محمد خان !

اینجا ایران است !

این نوشته اکبر اعلمی رو هم حتما" بخونین.

+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 3:26  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

امتحان ارشد

امتحان ارشد شروع شد و خیلی از دوستام می خوان زحمتی که توی یک سال کشیدن رو تو دو ساعت بدس بیارن !  این نوع دستمزد گرفتن به نظر من درست نیست ولی چاره ایم ندارن.این نوع امتحانا خودشون هم به جای ارزیابی داشته های افراد نداشته های اونا رو می ارزن.ولی گذشته از اینا امروز دوستم مجتبی مهمونم بود و امتحانه مددکاری داد نمیدونین قبل از این که بره چه استرسی داشت ! ولی خوشبختانه وقتی اومد فقط بال کم داشت که پرواز کنه !خیلی خوب داده بود.

امروز دوستم مجید دوستم محسن دوستم علی هم امتحان دادن.ای کاش همه تک بشن !شنبه هم  امتحانه دوستای دیگه ام هستش.دوستم رضا دوستم اعظم دوستم راحله دوستم هوشنگ دوستم حجت و خیلی از همکلاسیای سابقم و البته سمیه هم باید قبول بشه !!!.امیدوارم همگی قبول بشن. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 21:31  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

اسلام و مدرنیته:چالش یا همزیستی,نگاهی نظری و تجربی

اسلام و مدرنیته:چالش یا همزیستی

نگاهی نظری و تجربی

                                                                                                               

                                                                                                           علی روحانی*

 

 

چکيده :

هر چند تا مدت ها اين مفروض که جهان اسلام در مقابل مدرنيسم پوياي غرب اغلب به صورت واحدي ايستا به نظر مي رسيد و يا اين گونه تلقي مي شد و همين امر موجب فرضيه سازي هاي متعددي در باب اسلام و مدرنيته شده است , اما از نظر اين مقاله شواهد نشان دهنده آن است که جهان اسلام از اوايل قرن شانزدهم و با قدرت به شکل مستقل در ايجاد فرهنگ مدرن مشارکت کرده است به گونه اي که در بسياري از جنبه ها مشابهت هاي روشني با تاريخ فرهنگ اروپا دارد . خاصه بعد از دهه 1990 نگرش هاي جديدي هم در دنياي غرب و هم در ميان انديشمندان اسلامي ظهور کردند که همراه شدن آن با پديده جهاني شدن امکانات و فرصت هاي زيادي رو در روي اسلام و مدرنيته قرار داد و واکنش هاي متفاوتي را منجر شد . اين مقاله سعي در بررسي اين موضوع و امکان همزيستي بين اين دو را نشان مي دهد .

 

واژگان کليدي : اسلام , مدرنيته , جهان اسلام , جهان غرب , جنبش هاي اسلام گرا , انديشمندان اسلامي , جهاني شدن .

 اینجا هم می تونید ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 بهمن1387ساعت 14:46  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

ارتباط بین جهانی شدن و فرهنگ

-به نظر مي‌رسد اين موضوع در نقطه آغاز بسيار روشن باشد، اما در فهم معنا و مشخصه‌هاي جهاني شدن فرهنگ، ابتدا ما بايد بعضي جنبه‌هاي تعريف دو اصطلاح تشكيل دهنده آن را بفهميم. پس اجازه دهيد از جهاني شدن شروع كنيم.

2-امروزه نسبتاً هر دانشمند مهمي ممكن است مفروضات كلي وسيعي كه جهاني شدن يك فرايند چند بعدي است را بپذيرد كه به صورت همزمان در درون قلمرو اقتصاد، سياست، توسعه تكنولوژيكي (مخصوصاً رسانه و تكنولوژيهاي ارتباطي) تغييرات محيطي و فرهنگ اتفاق افتد. يك روش ساده تعريف جهاني شدن كه در هر يك از اين ابعاد بدون برتري یا علت‌هاي برتري بودن ارائه مي‌شود، اين است كه آن فرآيندي پيچيده، شتابان و يكپارچه كننده اتصالات (Conectivity) جهاني است. فهم اين مطلب بيشتر در شيوه كلي و انتزاعي است، جهاني نشدن اشاره به توسعه سريع و شبكه‌هاي متراكم كه خصوصيات مادي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زندگي در جهان مدرن است. در پايه‌هاي اصلي‌اش، جهاني شدن اشاره به توسعه سريع و شبكه‌هاي متراكم كه خصوصيات مادي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زندگي در جهان مدرن است. در پايه‌هاي اصلي‌اش جهاني شدن توضيح كاملاً ساده‌اي از اين شبكه‌ها و مفهوم‌هايشان است: جريان‌هايي پيرامون آنها (و سرتاسر مرزهاي جهاني) تقريباً هرچيزي كه ويژگي زندگي مدرن باشد: جريانات سرمايه، اجناس، مردم، دانش، اطلاعات و ايده‌ها، جرم، آلودگي، بيماري، روش، اعتقادات، تصاوير و از اين قبيل.

این مقاله ترجمه ای است از :

(cultural globalization (john tamlinson

اینجا هم میتونید ببینین

ادامه مطلب را ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 دی1387ساعت 20:12  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

دانشگاه

یه مدت بود به این موضوع که واقعا" مشکل دانشگاه های ما چی هست فکر میکنم و هر چی فکر میکنم گیجتر میشم!چون به همه چی ربط پیدا می کنه و به هیچ چی ربط پیدا نمی کنه!معمولا" بین دانشجوها اکثریت اساتید مشروعیت علمی ندارن !یعنی دوستان میگن بابا این بابا بی سواده ! از طرف دیگه خیلی از دانشجوها احساس با سوادی شدیدی میکنن !که من بهش میگم باسوادی کاذب !البته به نظر من این شده یه بحران!چون هیشکی حرف هیشکیو قبول نداره!

ولی گذشته از اینا کمبود مطالعه بین تمام کنشگران دانشگاه مشهوده ! چه استاد چه دانشجو !که اینم به نظرم بین ما دانشگاهیا بحرانی هستش .بحران با سوادی کاذب !بحران بی سوادی !بحران نبود مطالعه!بحران فردگرایی بیش از حد اساتید و هم دانشجویان !

از قضا خانم دکتر احمد نیا مقاله ای سر همین موضوع نوشتن که خیلی جالب بود واسم.خودمونی بگم خیلی حال کردم ! این مقاله تو روزنامه سرمایه هم چاپ شده.توصیه میکنم حتما" ببینین.

پی نوشت ۱:خیلی رو کلمه بحران فکر کردم که درسته یا نه.با این که میدونم واژه درست و مربوطی نیست و توصیف خوبی از واقعیت نمیده و اصلا" کاربرد دیگه ای داره ولی احساسم گفت که از این واژه استفاده کنم.همیشه که نمیشه عقلانی نوشت !

پی نوشت ۲:حتما مطلب خانم دکتر احمد نیا رو بخونین.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 8:3  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

حجاب در ذهن هایمان و روی سرمان:اعمال حجاب و زنان مسلمان

1-    هر کسي در سالهاي اخير مجله اي يا روزنامه اي از انتشارات غربي مي خواند , احتمالا تشخيص مي دهد که تجسم از اسلام و جوامع مسلمان به صورت برجسته اي از پوشش زنان است . در بسياري از عکس هاي خبري پوشش سر زنان دلالت بر جايگاه زنان يا مدرن بودن فرهنگ است . مهاجرت , گسترش جهاني اديان و تضادهاي جهاني باعث افزايش آشکار اجتماعات مسلمان در آمريکاي شمالي و اروپا شده است . سنت هاي غربي پذيرش حجاب را با ظلم يا جهالت به تاخير انداخته اند . بنابراين زنان مسلمان پي در پي ضربات کج فهمي و تعصب را تحمل کرده اند , مخصوصا از جانب روشنفکران غير مسلماني که درباره حقوق زنان کار مي کرده اند . به هر حال , يکي از اهداف انسان شناسي اين است که در داخل فرهنگ ها جستجو کند تا معناها و مفهوم ها را کشف کند بر خلاف اين فرض که مشاهده گر از قبل معني چيزها را مي داند يا قضاوت هاي آسان را مي پذيرد .

2-    هما هودفر , انسان شناس کانادايي ايراني تبار , در اين جا انعطاف پذيري و پيچيدگي حجاب را با توجه دقيق از تجربياتش از زن مسلمان , بيان مي کند که بسياري از تصويرهاي غربي از حجاب نادرست و خيالي هستند . در توضيح اين که پوشش زنان مسلمان در پاسخ به تغيير شرايط اجتماعي متنوع مي شود , نويسنده روي پوشش زنان در ايران بين 1930 تا 1980 که شامل داستان زندگي شخصي اش نيز مي شود تاکيد مي کند . سرانجام هودفر , درباره زمينه کاري اش بين اجتماعات مسلمان در کانادا که با مشکلات مختصري از جانب زناني که پوشش کاملي دارند مواجه شده است بحث مي کند . هودفر بيان مي کند که کج فهمي از زنان مسلمان يک نوع نژاد پرستي است که از یکی شدن مسلمانان و ديگران  بر عليه بي عدالتي جلوگيري مي کند . نوشته هاي پژوهشگر روي زن و اسلام , شامل نقش پوشش , حجيم است . دانشجويان علاقه مند ممکن است آرزو داشته باشند تا در جستجوي فمنیسم اسلامي  نوشته اليزابت فرنا , و فراتر از حجاب : ديناميک مردانه , زنانه در جوامع اسلامي مدرن را نوشته فاطمه مير میرنیسی را بخوانند (Saqi Books , rev . ed . 2003)

 

این مقاله ترجمه ای است از :

Homa hoodfar/the veil in their minds and our heads:veiling practices and muslim women in the polittics of culture in the shadow of capital/pp.284-79.1997/duke university press.

اینجا هم میتونید ببینین

ادامه مطلب را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 دی1387ساعت 14:36  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

دانشگاه و فوتسال !

View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/n12qlh.jpg" class="thickbox">

اینم عکس دانشگاه شیراز !البته سمت راست عکس یه ساختمون نیمه تموم میبینین که شبیه پله میمونه الان دارن درستش میکنن و خوابگاه هستش.البته این خوابگاه ها قرار بوده ۶ تا باشه به صورت یه تاج.قسمت پایینی دانشکده زبانه و این ساختمون بزرگ سمت راست خوابگاه مفتح(منم همینجام)هستش.اون پشت هم خوابگاه دستغیب.این وسطی هم کتابخانه میرزاست و پشت اون دانشکده های روانشناسی و حقوق هستش و پایینش ساختمونه تقریبا" چسبیده به خوابگاه دانشکده ماست !(علوم اجتماعی).البته روی تپه هستیم و همون جور که میبینین انتهای عکس شهر شیرازه.

View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/b4akip.jpg" class="thickbox">

داشتم دانشگاه شیرازو با دانشکده قبلیم مقایسه میکردم اما دیدم هیچ جا مثل علامه نمی شد !

View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/20acmmw.jpg" class="thickbox">

تیم فوتسال محسن اینا(همکلاسیم)هم دیشب دوم شد !البته همش فکر کنم تقصیر محسن بود با این شماره ۱۳ ای که به تن داشت !

View Raw Image" href="http://s4.tinypic.com/1zo9ug7.jpg" class="thickbox">

اینجا هم دریافت جایزه شون.البته کارپرور(معاونت دانشجوئی) هم بود.ولی تعجبم اینجا بود که همین سه چهار شب پیش فریاد  کارپرور بی عرضه استعفا استعفا رو  مغز آدم را می رفت ولی دیشب کارپرور شدیدا" تشویش میشد ! یه لحظه به فکر کودتای ۲۸ مرداد افتادم !!!!

واقعا چقدر ما ایرانیا پیش بینی ناپذیریم !(گفتم اگه بگم بیمار اسکیزوفرنی احتمالا" به بعضیا بر بخوره !)

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 17:56  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

مخلوط !

این نمای قسمتی از شهر شیرازه.این عکس رو از اتاق همکلاسیم حسن گرفتم.البته داره بارونم میاد ! میبینین ! 

اینم همکلاسیم محسن هست.فکر کنم دچار یاس فلسفی شده ! البته حق داره چون اون موقع۲ ساعت سر کلاس دکتر موحد بود و البته ۲ ساعت دیگه هم بلافاصله باید دوباره سر کلاس دکتر می نشست !من هم همینطور !

البته یه دلیله دیگه هم میشه واسه یاس فلسفیش گفت !عکس بالا !

از اون جائی که اینجا شهر گل و بلبل هستو ........ خدارو چه دیدی شاید ما هم شیرینی خوردیم ! خوابگاه متاهلی اینجا بزرگتر از خوابگاه مجردیه تقریبا" !

بازار عاقدا هم داغ !

آنچه عیان است چه حاجت به بیان است ! ۴ شب تقریبا" بچه ها تو تحصنن واسه مسمومیتی که واسه تقریبا" بالای ۱۰۰ نفر پیش اومده بود.همکلاسیم حسن هم جزشون بود !

اینم نقاشی از پدران ماکه دوستم رضا دهقان زاده کشیده بود و حالا زدم به دیوار اتاقم.

البته اینارو ازش دزدیدم ! کار بدی کردم !؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 16:29  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

کنفرانس 2

خیلی بد بود به نظرم !

درست  عکس  کنفرانس جامعه شناسی دین.

البته شنبه کنفرانس جهانی شدن هم دارم !

اگه اینم تموم بشه.......!

اینو خوب مسلطم خاصه اینکه اولش جدای از موضوع اصلیم که جهانی شدن فرهنگ هست یه نگاه تاریخی به سیر و ابعاد تاریخی پدیده جهانی سازی از دو منظر بندازم.که اولیش بینش انتقادی که این پدیده رو در قالب سرمایه داری و منطق ذاتی آن که کسب دم افزون سود و سرمایست میبینه و تو اینجا از مقاله دکتر پیران میخوام استفاده کنم.و یه نگاه دیگه که نگاه متفکرای پست مدرن نسبت به این پروسه از قول اینها و در جواب و نقد به پروژه ای بودن جهانی سازی که متفکرای انتقادی بحث میکنن بپردازم.

راستی مقاله که ترجمه کردم هم واسه تاملینسون هستش و تحت عنوان جهانی شدن فرهنگ.

این یکی رو می خوام بترکونم !

البته شنبه ۱۶ آذر هم هست و با تحصن غذایی که الان نزدیک ۴ شب تو دانشگاه و خوابگاه ادامه داره کاش بتونم ارائه کنم !

۱۶ آذر......... چه روزه بدی ارائه دارم من !!

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 10:48  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

کنفرانس

دارم واسه کنفرانس آماده میشم !درس نظریه های جامعه شناسی 1 با دکتر لهسائی زاده.
البته یه دفعه ای فهمیدم که چقدر اکتیوم من ! واسه یه کنفرانس چقد ر منبع استفاده میکنم !
View Full Size Image شما هم ببینید چقدر این پسر اکتیوه ! چشم حسودا هم کور !
البته بهتره تصویریم نشون بدم که کجا میخوام کنفرانس بدم ! پس ببینید
View Full Size Imageاین ساختمون بزرگه خوابگامونه واین کوچیکه جلوتره دانشکده مون.چه حالی میده 10 دقیقه به 8 پاشی و 8 دانشکده باشی !
این عکسم از نمای اتاق به دانشکده و کتابخانه میرزاست البته اگه دقت کنید چون زمان پهلوی ساخته شده مشخصه که تقریبا" شبیه تاج هست،یه عکس کلی از دانشگاه دارم ولی نتونستم آپلودم کنم،هر وقت اونو گذاشتم در آیندهای نه چندان دور به وضوح شکل تاج دیده میشه.View Full Size Image
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 18:31  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

گرمابه نفت سوز

 

 نفتاين آگهي كه به سفارش شركت سهامي نفت انگليس و ايران در سال 1319 شمسي در ماهنامه مهرگان به چاپ رسيده است، بهانه‌ايست كه مرا ياد وطنم مي‌اندازد. نفت سياه از درون آن زبانه مي‌كشد و تنها به كار گرم كردن گرمابه‌اي (به وسعت اين خاك ) مي‌آيد. يك بار ديگر دقيق مي‌شوم در نشانه‌هاي گم شده در اين آگهي؛ گرمابه نفت سوز، اندكي نفت سياه، آسايش، بيمه و... و شركت نفت انگليس و ايران(با همين تقدم و تاخر).از همان سالها تاكنون نفت سياه بي ارزش را فقط براي گرم كردن همين گرمابه سوزانده‌ايم. آسايشي كه نيامده هيچ، حمام فين سرزمينمان را گرمتر و خواب آورتر كرده.

كجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را !؟

براي ديدن اين عكس در ابعاد واقعی:http://i33.tinypic.com/2q8wro4.gif

 

 

این مطلب رو از حامد صمدیگرفتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 15:40  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

همه چی همه جا امن است !کردان هم رفت !

آره کردان هم رفت !البته بالاخره !

کارم شده ترجمه اونم شب و روز.باید یه مقاله هم در مورد اسلام و مدرنیته بنویسم.دو مقاله هم دارم ترجمه میکنم.یکیش خیلی جالبه نگاه یه انسان شناس ایرانی(خانم هما هودفر)نسبت به حجاب زنان تو قبل و بعد انقلابه خوب تحلیل کرده مخصوصا" نگاه غربیا رو به این موضوع(البته خودشون تبعه کاناداس و حجاب ! نداره)ویرایشش تا یک هفته تموم میشه حتما" میزارمش اینجا.خیلی بیطرفانه نگاه کرده.

مقاله دیگم درباره جهانی شدن فرهنگ هستش.داره تموم میشه.

البته واسه درس نظریه هم داریم یه کتاب ۵۰۰صفحه ای رو با بچه های کلاس ترجمه میکنیم.البته داره تموم میشه.

من از فوق لیسانس بدم میاد به کی بگم ! تو ۴ سال که علامه بودم اینقد مشغول نبودم که الان هستم!

دفعه بعد سعی میکنم عکسایی از دانشگاهو خوابگاه بزنم

فعلا" حس نوشتنم ندارم....

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آبان1387ساعت 14:28  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

معجزه قرن

دیدم دوباره معجزه قرن خویش را

اینها شنیدنیست

شاید اگر کمی بتوان خوبتر نوشت

این معجزات کوچک امروزی شما

بیش از فسانه های گذشته

باور نمودنیست

*********

هرگز به آسمان

 ماهی نشد دو نیم

به صرف اشاره ای

هرگز به هیچ اجاقی ندیده ام

آتش شود چو برد و سلام

ازنظاره ای

هرگز به هیچ فرش زمینی ندیده ام

که بر جهد به عرش خدا

چون ستاره ای

اما من!

دیدم دوباره معجزه قرن خویش را

بر گونه های کودک دیشب

میان برف

آی فال فال      فال حافظ شیراز

با آن صدای ضعیفش

آن دستهای پاک

آن چشمهای آبی بی باک

و قامتی تکیده ز سرمایش

با نیم بند دکمه کت

در میان برف

من با دو چشم خود دیدم

                                       دیدم دوباره معجزه قرن خویش را

زیرا

میان آنهمه کولاک و زمهریر

آتش درون گونهی خشکش دویده بود

قلبش طپان

چون پر ققنوس قصه ها

بر آتش درونی خود آرمیده بود

اینها شنیدنیست

شاید اگر کمی بتوان خوبتر نوشت

این معجزات کوچک امروزی شما

بیش از فسانه های گذشته

باور نمودنیست

                                                                                      سید یوسف فلکی(وحید)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 22:24  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

شیراز !

الان تو شیرازم !

میگن ارشد قبول شدی اینجا،اونم جامعه شناسی !

می خوام دوباره بنویسم !

از شیراز ،از خوابگاه مفتح ،از دانشکده ،از خودمو هر کسی....... !

فعلا" که شدیدا" دلتنگم !همه روابط و ضوابط اینجا با تهران و دانشکده کوچیک قبلیم فرق داره !

اینجا همه شدیدا از خود راضی هستن ! چیزی تو مایه های اعتماد به نفس کاذب !

البته شرح ماوقع رو کم کم می گم !

فعلا تو مرحله تطابق زیستی هستم ! البته اصلی ترینشم همینه!

گشت و گزارم از شهر گل و بلبل زیاد جالب نبود ! چون به جای گل و بلبل تو اینجا هم زمختی و سردی شهر به راحتی دیده میشه !شاید بیشتر از تهران !

فعلا" تو خودم غرقم ! دپرس به تمام معنا ! اینجا خوابگاش  ۱۳ طبقه س اونم بالای کوه، که ما هم به همراه دوستان جدید تو طبقه ۱۰ زیست میکنیم ! جای خوبیه واسه پرش آزاد!

+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 22:14  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

برف

برف نعمت است.
برف می‌پوشاند.
برف اتحاد می‌آورد.
برف اعتماد ملی می‌آورد.
برف تبلیغات انتخاباتی می‌آورد.
برف ایشان را مجبور به عذرخواهی می‌نماید.
برف می‌نماید.
برف بابای او را به‌خاطر چکه‌های سقف شرمنده می‌کند.
برف توجیه بقال است که پارو بفروشد.
برف باعث می‌شود که پارو را به هفت‌برابر قیمت بفروشد.
برف توجیه اوست که خودش را ارزانتر بفروشد.
برف بعضی دست‌ها را به هم نزدیک می‌کند.
برف امتحان‌ها را عقب می‌اندازد.
برف امتحان می‌کند.
برف خاطره‌ها را نمی‌پوشاند.
برف بی‌شرف است.
برف نعمت است.
یارو توی کوچه گفت: برف، عمه‌ت است!

کوپی پیس شده از جلال سمیعی



+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 14:53  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

چقدر پستم!

چند روز پیش رفتم اتاق یکی از بچه ها !جاتون خالی !بازم زد به سرم که که دیگه.....خلاصه یه عالمه شکلات دزدیدم! شما به بزرگی خودتون ببخشین!بعدش رفتم سالن مطالعه تا مقداری!!!مطالعه کنیم .اصل مطلب اینجاست که با این شکلاتا چه ها که نکردم !اول از همه دو سه تا دادم به محسن و مخشو در جا زدمو  یه جزوه توپ ازش گرفتم بعد به همون بدبختی که ازش شکلات کش رفته بودم از شکلاتای خودش دادم و چه حالی کرد بدبخت و یه مشت و مال درستو حسابی هم به ما داد .بعد چند تا به یوسف دادم و همه جزوات ارشد مطالعات فرهنگیشو گرفتم.
آخر سر هم تو هفته پژوهش بودیم که یه هو با یکی از دوستان قصد تعطیل کردن کلاس تاریخ روزنامه نگار ی عباس زاده ساعت 3/5 زد تو سرمون یه برگه از برد امر دانشجویی می خواست و چند تا چسب و بعد نوشتیمو چسبوندیمو عباس زاده هم اومد نگاه کرد بیچاره فکر کرد حتما اموزش واسه هفته پژوهش کلاسشو تعطیل کرده و رفت و بعد و بعد وبعدو بعد !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 آذر1386ساعت 15:47  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

كنش متقابل معطوف به خريت!

ريشه هاي كنش متقابل نمادين در عملگرائي فلسفي ديوئي و رفتار گرائي روان شناختي كار جان بي . واتسون،آغاز مي شود.از تلفيق عملگرائي و نفوذهاي ديگري چون جتمعه شناسي زيمل ،نظريه كنش متقابل نمادين در دانشگاه شيكاگو در 1920 ساخته و پرداخته شد.
نظريه كنش متقابل نمادين با تقليلگرائي روان شناختي رفتارگرائي و جبر گرائي ساختاري نظريه هاي جامعه شناسي كلاني چون كاركرد گرائي ساختاري ،مغايرت دارد.جهت گيري متمايز اين نظريه به سوي ظرفيتهاي ذهني كنشگران و رابطه شان با كنش و كنش متقابل بوده است.همه اينها بر حسب فراگرد در نظر گرفته مي شود.(جورج ريتزر)
حالا بريم سر اصل مطلب!با توجه به اينكه اينجا ايران است و همه ساختار ها ونهادها بگي نگي يه نموره جاي همديگه و تو هم ديگه حال مي كنن و با توجه به اينكه نظريه ها رو با توجه به contextمحيطي بايد بررسي كرد و بومي كردنظريه كنش متقابل  تبديل به كنش متقابل معطوف به خريت شده يهني اينكه اگه بخواهيم كنش ها رو بررسي كنيم و كارمونو تو اين ساختارها از طريق كنش پيش ببريم  اينه كه كنشمون معطوف به خريت باشه كه از دو طريق عملي ميشه1_يا خر كنيد 2_يا خر شين! حالا مونده به خودتون كه با كدومش بيشتر حال مي كنين!به نظر اينجانب خر شدن بهتره با اين كار هم فكرت راهته هم خر شدن رو تجربه مي كني و هم از طريق خر شدن ديگران را خر مي كني!
پي نوشت:نماز خونه خوابگاه رو آتيش زدن با سالن تلويزيونشو همه دارن راديكال مي شين!
پي نوشت2:واقعا"چرا؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 20:22  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

هوای امامزاده همیشه مقدسه؟

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 19:40  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

از جمله گرفتاری های یه جامعه شناس!

ای خدا جونم!از بس این نظریه های مزخرف جامعه شناسا رو خوندم دیگه به هر خدائی شک می کنم این به اصطلاح پدرای ما(جامعه شناسان سراسر دنیا!!)همه لا ادری و بی دین ما رو هم بسی بی دین کردن٬بی دینی هم بد چیزی نیس!بگذرم به غیر از مشکل اول یه جامعه شناس که بی دین شدن تدریجیه از جمله مشکلات دیگش اینه که وقتی می خواد واسه کارشناسی ارشد بخونه تازه می فهمه جامعه شناسی چی بوده و می فهمه هیچی نیس و هیچی واسه گفتن نداره جز کنش های ساختار مند در قالب ساختارهای فرا مدرن که نمی ذارن فرا ملیت ها در ضمن جهانی شدن جوانی و محلی شدن جهان و یه مشت چرت و پرتی از این قبیل!!!!حالا وقتی می خوای درس بخونی می زنه یه دفعه ای پسر دائیت عاشق(در واقع مجنون می شه!) و اونوقته که می آد پاشنه در عمه ایناشو در میاره که برین واسم خواستگاری .(البته لازم به ذکره که این پسر دائی ۲۰ سالست و داره معماری میخونه و این ترمم مشروط شدن به خاطر عشق!) همه فامیل موندن چیکار کنن این بشرو ٬بگو آخه نونت نبود آبت نبود......حالا مشکل ساختاری و کارکردی  اینجاست که باباش از خونه انداخدتش بیرون و اومده ور دل ما و این آقای جامعه شناس(خودم)شدم غمخوارش٬حالا فکر کنین با یه عاشق سر کردن چقدر سخته٬باید از بوق سحر تا آخر شب از یه دختر بشنوی از اینکه آرزوشه فقط نیم مگاپیکسل ببینتش و ۲دهم ثانیه صداشو بشنوه!راستی این پسر دائیه یک بار اقدام به خودکشی داشته و بدبختانه نا موفق بوده دوباره پریروز به طور رسمی تهدید به خودکشی دوباره کرده(به هیشکی نگین من از خدامه موفق شه).یعنی کلاغ ما هم به خونه می رسه! در آخر از همه جامعه شناسان در مورد تحلیل عشق پسر دائیم دعوت به همکاری میشود.من را یاری فرمائید تا شاید دورکیمی دیگر البته نه در تحقیق خودکشی بلکه در تحقیق عشق شوم.(دامت برکاتو فی تمام ثانیه ها)

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 20:15  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

آیا حجاب در قرآن آمده است؟

برخی میگویند حجاب خانم ها ربطی به قرآن ندارد و این موضوع را مسلمانان مرد سالار درست کرده اند.واقعا قضیه چیست؟

واژه حجاب به معنای پرده و حاجب است و تنها موردی که در قرآن در ارتباط با بانوان به کار رفته،آیه 53سوره احزاب است که می فرماید «هرگاه از زنان پیامبر متاعی خواستید،از پس پرده بخواهید.» این آیه،معروف به آیه حجاب است و همچنانکه میبینید، ربطی به نوع لباس پوشیدن خانم ها ندارد.البته در دو سوره از قرآن مجید مطالبی در رابطه با پوشش زنان مسلمان مطرح شده است.

1_آیه 39 سوره احزاب خطاب به پیامبر می فرماید :«به همسران و دختران خود و زنان مسلمان بگو که "جلباب"ها یشان را کاملا بر خود بپوشانند تا چنین کاری موجب شناسایی آنان و مانع آزارشان شود.( لسان العرب ،جلباب را لباس بلندی معرفی می کند که سر و سینه را به طور کامل می پوشاند.)

2_در سوره نور پس از بیان آداب داخل شدن به خانه دیگران،از پیامبر می خواهد که مردان و زنان مسلمان نگاه خود را فرو گیرند و دامان خویش را بپوشانند.در ادامه نیز از زنان مسلمان می خواهد «زینت خود را_جز آن مقدار که نمایان است_آشکار نکنند و روسری های خود را بر سینه ها افکنند و زینت خود را جز برای همسران،پدران و.....آشکار نسازند.»(آیه 31)

در آیه 60همین سوره می فرماید :«زنان از کار افتاده ای که امیدی به ازدواج ندادند،گناهی بر آنان نیست که لباس های خود را بر زمین گذارند،به شرط آن که قصد خود آرایی نداشته باشند،البته اگر خود را بپوشانند برایشان بهتر است. و خدا شنوای داناست.»در قرآن توصیه هایی نیز به زنان پیامبر شده است که برخی کارشناسان اسلامی،مخاطب آن را عام می دانند.در هر حال ،بد نیست نگاهی به سوره های نور و احزاب بیندازیم و در مفاهیم آن و به ویژه تفسیر شهید مطهری از این آیات دقت کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 22:18  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

بهار بارون عشق صفا!

دیروز با یه جمع خاص که چه عرض کنم خیلی خاص رفته بودیم یه جای خیلی خاص تر ٬که دست هیشکی بهمون نمی رسید.فقط اینو بگم که یه بار کاملا انداختنم تو آب یه بار خودم افتادم تو آب بار آخرم تا دلتون بخواد جلوی بارون خیس شدیم ٬ اگه بخوام ساده بگم موش +آب +بارون شدم.حالا امروز سر کلاس جامعه شناسی قشرها که خانم دکتر قادری ارائه می کنه بازم بارون زد و یه لحظه همه کلاس بی خیال شدن و رفتن تو بحر بارون ٬دکتر قادری هم گفت که تا بارون تموم بشه درس بی درس٬و کلاس تا بند اومدن بارون تعطیل بود.این بارون چی داره که اینقدر به آدم حال میده؟

پی نوشت:می گفتن آب روشنائیه ولی باورم نمی شد اما دیدم که واقعا آب پاکی و روشنائیه اون از دیروز که اونقد حال کردیم اینم از امروز که یه کلاس واسه خاطر بارون  نیمه تعطیل شد.ای بارون جون همیشه بیا تا باهات حال کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 16:28  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

دختران ایران بپا خیزید!

دختران ایران به پا خیزید و بر علیه همه نابرابری ها و ظلمی که در حق شما می شود اعتراض کنید!بروید و اعتراض کنید بکوبید بشکنید نابود و ریشه کن کنید بنیاد کسانی که شما را بی بنیاد می خواهند!بروید و از این و آن کسانی که به شما ظلم روا میدارن شکوائیه تنظیم کنید!این چربی هایتان را آب کنید و با آن آتشی به اندازه آتشی که نمرود برای آتش زدن ابراهیم آماده کرد درست کنید و هر کسی که به شما ظلم می کند چه .....و چه.........و چه ظالم باشد چه دیندار و چه مرد خدا بر روی زمین!!!بروید و این چربی هایتان را در راه خود صرف کنید نه در راه ...........بپا خیزید وگرنه می خوائین دو سه ساله دیگه که شوهر پیدا نکردین چیکار کنین!دکتر فاضلی می گفت ۳ میلیون دختر بالای ۳۰ سال داریم که احتمال شوی کردنشون نز دیک صفره!!!!بپاخیزید و حق خود را در داشتن یک شوهر و فقط یک شوهر بخوایین!!!!!فردا نگین که نگفتم!!شوهر گیرتون نیومد از من نیستا!!!راستی از فردا پس فردا هم می خوان گیر بدن اونوقت می خوائین چی کار کنید!این دفعه برا سومین بار به سلامتی رئیس پلیس تهران بزرگ میریم یه پیک بالا با این قوانینی که شبیه قیافه شبیه .......خودشه!به سلامتی سردار رادان همه بالا!دینگ

پی نوشت:نمی دونم چه جوریه من هر چی مینویسم بیشتر از همه فعالین حقوق زنان واسم کامنت یا میل می دن!منم خواستم جبران کنم و در دفاع از حقوق زنان مطالبی بنویسم!!!البته خدا کنه فقط منو نکشن!!پناه بردم به خدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 22:0  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

ایها الناس کمک موش موش!

تو رو خدا بیائین به کمک ما !داریم آخه  از بی خوابی میمیریم!این نرکده ما هر چی داشت از گربه های چاقالو گرفته تا پشه های دلیره جان بر کف اما خدائیش تا حالا موش ندیده بودیم که اونم دیدیم! اونم یه موش میگی یه موش میشنوی یه موشه ناقلای حرفه ای که هیشکی حریفش نیس حتی مرگ موش! هر قدر که مرگ موش میریزیم این لا مذهب انگار باهاش دوینگ می کنه و فرض تر میشه! ما چند روزه که شب و روز داریم کشیک میدیم تا شاید این ناقلا رو شکار کنیم که تا این لحظه موفق به این کار نشدیم!(میبینین تو رو خدا از یه موشم داریم شکست می خوریم)دیشب که به خدا تا ساعت ۵ صبح من بدو اون بدو بود ولی فرار کرد! از مرگ موش حرف بزنیم که اثر نداره ،وقتی دیدم که مرگ موش اثری نمی کنه یاد یکی از داستانای عزیز نسین نویسنده ترکیه ای افتادم که قضیه مردی بود که می خواست خودکشی کنه رفت تیغ خرید ولی هر کاری کرد نتونست رگشو بزنه چون تیغه اینقدر ارزون قیمت بود که ریش رو هم به زور میزد چه برسه به گوشتو پوستو استخون!حالا به نذرتون ما باید چه خاکی تو سرمون بریزیم ای عزیزان! آخه دکتر فاضلی ما چه جوری با وجود این موشا تحقیق انجام بدیم ٬ چه جوری زندگی آکادمیک داشته باشیم(خودمونیما دکتر فاضلی شما هم ما رو گرفتینا) دکتر احمد نیا ما چه جوری با وجود این موشا صوبونه بخوریم ٬چه جوری تحقیقتونو انجام بدیم ها آخه چه جوری یه راهی بگین ما انجام می دیم ٬راستی اگه صوبونه نخوردم تقصیر این موشاستا نه من گفته باشم بعدا" نگین نگفتی!

پی نوشت:راستی این ایران چقدر موش داره؟که می خورنو می خوابن و..........راستی چقد؟این موشا کی دست از سر ما بر می دارن؟کی؟یعنی میشه بدون این موشا یه نفس بکشیم؟یه نفس راحته راحت؟یعنی میشه این ایران یه روزی موش نداشته بتشه؟یه چیزی بگین دیگه یعنی زندگی بی موش تو ایران امکان پذیره؟یعنی ما می تونیم بی موشا زندگس کنیم ؟من که فکر نکنم؟شما رو نمی دونم.

  • دیشب یعنی در تاریخ ۲۵ام من توانستم با یک ضربه دمپائی این آقا موشه رو شکار کنم و مشتی محکم بر دهن تمامی موش ها بزنم.فقط مشکل اینجاست که تهدید به مرگ شده ام!!!راستی دیشب به خدا تا ساعت ۳ نصف شب فقط داشتیم دنبال موش تو این سوراخ تو یه سوراخ دیگه می گشتیم که بالاخره موفق شدم با ضربه دمپائی من خودم بر مغزش او را به زمین کوفته و احساس شادمانی ای بس زیاد در من ایجاد شد. 
+ نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 22:14  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

در مدح فاطی کماندو!

راستیتش هر شهری هر کوچه ای هر محله ای هر برزنی و ..... یه فاطی حداقل دارن٬همه جور فاطی میشه پیدا کرد فاطی خله ٬فاطی قاطی ٬فاطی آتی ٬فاطی تاتی ٬فاطی لاتی و .....آره همه شهرا و روستاها یه فاطی حداقل دارن.اما دانشکده ما تا اونجا که می دونستم فاطی نداشت یا من خبر نداشتم!!!ولی از قبل از عید یه خبری اومد که قراره یه فاطی بیاد دانش کاه .من که اول باور نکردم ولی دیدم که بالاخره این فاطی اومد و ما زیارتش کردیم!(فکر منحرفا بد فکر نکنین تا آخر بخونین بعدا" فکر کنین)آره فاطی اومد و به دوستان تذکراتی داد.به بعضی از دوستان گفت که مانتوتون بلنده دختره خوشگل! آره فاطی تذکر میده ولی خدا حفظش کنه چون از وقتی که فاطی جون اومده دخترا ماشالله راحت تر می گردن و روسری سر کنا ۲ برابر شدن!در کل خدا حفظش کنه واسه ما پسرای چش چرونه.............. که بیشتر چش می چرونیم.آخه خدا همه چیز رو واسه ما پسرا آفریده؟؟؟؟!!!مگه نه؟؟!دخترا که حقی ندارن چه جوری بگردن فقط باید جوری باشن که ما می خواهیم!!؟!آره این فاطی کماندو همون  ش.س هستش که اومده به دانش کاه تا خیلیا رو ارشاد کنه اما من که می ترسم خودش ارشاد شه!!!اینطوری نیس!یه بار به سلامتی دکتر شریعتی پیک رفته بودیم بالا این بار به سلامتی فاطی کماندو و همه پرسنل زحمت کش حراست دانش کاه!!حالا همه بالا!دینگ!

پی نوشت:البته این فاطی کماندو اسلحه نداره خداییش.من بهش می گم فاطی کماندو فقط همین!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 22:40  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

خدایا منو ببخش!

نمی دونم این خوابگاه لعنتی چی تو ذاتش داره که آدم تا میاد توش هوس شیطنت می کنه!امروز صبح رسیدم خوابگاه ساعت ۷ دیدم یکی از بچه های ورودی بهمن امسال اومده و کلید نداره مونده پشت در بهش گفتم وسایلاتو بزار اینجا خودتم بیا تو٬گفت وسایلامو می زارم ولی خودم نمیام کار دارم.منم وسایلاشو گرفتم و بردم تو اتاق.من که تازه از راه رسیدم هوس چائی زد تو کلم به همین خاطر رفتم چائی گذاشتمو جوشیدو اوردم دیدم قند ندارم!چه کنم چه نکنم دیدم تو این وسایلای این پسره قند دیده میشه ٬خوب دیگه بگیرین چی شد دیگه من که روم نمی شه بگم!!! البته به خدا تقریبا"یک پنجم قندشو برداشتم نه زیاد!!!بعد اینکه یه استحمام درستو حسابی کردم اومدم دانش کاه گفتم برم این مطلبو بنویسم وقت نوشتن یادم افتاد که بازم دارم می دزدم این بار پسه اینترنت طبقه چهار بچه های ارشد!!!!آره بابا یه پس دزدیدم واسه هفت پشتم بسه!راستی این کارا دزدیه؟؟؟یعنی خدا منو میبخشه؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 11:55  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

مارچ و مورچ!

امشب میخوام برم تهرون.تعطیلاتم بالاخره تموم شد٬اما چه سود که ما بغیر از ابر و برف و بارون چیز دیگه ای ندیدیم.به خدا این تقسیم بندی فصول و ماها به کل اشتباه و دروغه٬مگه میشه ۱۳ روز از بهار بگذره و بازم برف بیاد!حیف که هیشکی به حرفم توجه نداره وگرنه اگه دسته من بود ۲۰ روز اول بهار رو مینداختم تو زمستون و از اینطرفم همینطوری ادامه میدادم و پائیز رو هم از ۲۰ مهر شروع میکردم تا شاید اینطوری مهر ماه مثل تابستون نسوزونه و تو فروردینم مثل زمستون یخ نزنیم!اونوفت شاید ما هم یه روز آفتابی تو اول فروردین دیدیم!هی بگذریم امسال که گذشت سالای بعدم خواهد گذشت ولی چه جوری گذشتنشو خدا داند!بریم سر اصل مطلب از الان غم تهرون رفتن منو گرفته!آخه حالو حوصله روبوسی و مارچو مورچ راه انداختنو ندارم.حساب کردم دیدم باید تقریبا" با ۳۷ نفر رو بو سی کنم و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ و مارچ و مورچ!حالا جملات تکراری و خسته کننده به درک اونا رو میشه تحمل کرد ولی مارچ و مورچو نه.حالا غیر از رو بو سی نمی دونم به چند نفر لفظا" تبریک بگم!این دیگه حسابش از دستم بیرونه.بازم خدا رو شکر تو کشور اسلامی به دنیا اومدیمو تو خونواده مذهبیتر و دانشگاهی به ریاست آیت الله شریعتی وگرنه کی با دخترا روبوسی می کرد!وای تصورشم برام سخته یکی پن کک زده یکی کرم  ب.ب.ک زده یکی یه کوفتی دیگه٬حالا جای شکرش باقیه که با اونا مارچو مورچ نداریم!هی میخوام امشب برم ولی دلم بد جوری ترسیده٬از یه طرف تحقیق جامعه شناسی پزشکی آماده نشده و نمی دونم به خانوم دکتر احمد نیا چی بگم٬از طرف دیگه دکتر فاضلی و یه سرو هزار سودا ٬از ور دیگه خودمو هر کسی که بخواد خودشو تو دلم جا کنه داره کم کم هنگ میکنه!

پی نوشت:امسال سباستین(۱) خونه شده بودم جز کوه هیچ جای دیگه نتونستم برم٬اینو گفتم بدونین که اعصاب معصاب یوخ.پس خواهشا" بعضیا رو اعصابم را نرن

۱-بل و سباستین یادتونه ٬عجب هاپوی با مرامی بود خداییش!

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 20:50  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  | 

امر به امر استاد!

یکی از اساتید گل دانشکده مون گفتن که چرا آپ نمی کنین منم می گم چرا آپ میکنم اگه بذارن!نمی ذارن!امسال که اومدم شهرستان چیزای جالبی دیدم مردم تو صف سیب کیلویی ۶۴۰ بودن اونم چه صف طولانی!!با خودم گفتم که ای بابا امسال حداقل تو صف سیبین ملت ساله بعد تو صف نمک یددار وایمیستین!آره استاد مگه میذاره این استکبار جهانی یه دقیقه راحت تو خونمون بشینیم و به هم دیگه بخندیم!آره استاد این طوریاست!از الان فکره تو صف واستادن برای نمکو آردو پنیر دغدغه ذهنم شده!به همین خاطر کوفتی نمی تونم از درونم هزلیات تراوش کنم!بابا بازم به گور باباتون خندیدم من کجا انرژی هسته ای کجا گور بابای پدر عمه یه پدر خانومه خالش!من فقط حال می کنم که استاد خیلی گلم٬یعنی خیلی خیلی گلم وب سایتشون بهترین وبلاگ پارسال شده!البته جز ۵ وبلاگ برتر شده و الان رای گیری میکنن که از بینشون بهترینه بهترینو انتخاب کنن!البته اگه استاد رای نیاره فقط و فقط دست استکبار جهانی و عوامل بیگانه مقصر شناخته میشن از الان گفته باشم که بعدا" نگین چرا برترین وبلاگ نشد.اگرم می خواین به خانم دکتر احمد نیا و از زندگییشون رای بدین من حالو حوصله لینک دادن زیاد ندارم برین تو وب سایت خودشون و از اونجا برین رای بدین.اگه رای ندین دستتون تو دست عوامل بیگانست.راستی نگفتم چرا حال میکنم وب سایت استادم بهترین شده چون همیشه به من لطف دارن و با کامنتاشون شوری تازه و عظیم به من برای نوشتن خذعبلات میدن!از همین مکان کاملا"رسمی از شما سپازگزارم استاد.اونایی هم که استادو نمیشناسن بهشون بگم که ایشون تو دانشکده علوم اجتماعی یلامه طبلبلئی درس جامعه شناسی پزشکی(مهربانی در علم پزشکی و یاد دادن مهربانی کردن به مریضا به ما!)و درس تنظیم خانواده(تنظیم عشق!!!تو زندگی به این دخترایه............. دانش کاهمون)استاد خیلی دوستون داریم به خدا یعنی ۲ تا و نصفی البته چون شمائین

پی نوشت:استاد دیدین چه تعریف تمجیدی از شما کردم خدائیش دیگه جامعه شناسی پزشکی ۲۰ می گیرم دیگه نه؟اینم بگم من از بابام این همه تعریف نکردم که از شما حالاخودتون برا خودتون وکیل شین.من ۲۰ می خوام استاد زمین برین هوا برین من ۲۰ می خوام استاد .من ۲۰ می خوام استاد.راستی استاد از این دانش کاه من تا حالا ۲۰ نگرفتما!به خدا ۵/۱۹دارم ولی ۲۰ ندارم.ولی می دونم شما حتما" به من ۲۰ می دین!در ضمن استاد اونهمه هم واستون کامنت گذاشتم اونا رو هم حساب کنین!راستی یادم رفته بود بگم خانوم دکتر احمد نیا ماهی قرمز کوچولو هستن٬آخه مادرم وقتی بچه بودم آرزو داشت آدم مهمی بشم همونطوری که خودم الان خودم فکر میکنم به همین خاطر وقتی میل می خواستم درست کنم اسم دیگه ای دادم چون می ترسیدم یه سازمانی یه روزی بهم گیر میده و حالا من هزار بار به دکتر احمد نیا گفتم کیه ولی باز وقتی بهش ایمیل می دم می گه مرسی از لطفت آقای وحید بابائی!ماهی قرمز کوچولو هم به این خاطر که هر ۱۲ ثانیه ریزیت می کنه!و همه چی یادش می ره!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 22:11  توسط صدام فقیدهیتلرجدیدشاه دیروز روحانی امروز  |